close
تبلیغات در اینترنت
بریچ رسمی کبری 11
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

بریچ رسمی کبری 11

سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

انتقال یافت

بازدید : 197 تاریخ : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1396 زمان : 22:37 نویسنده : ریحانه نظرات ()

..::انتقال یافت::..

         این وبلاگ به مکان دیگری انتقال یافت

 

     Inestagram page:rsm.story

بازدید : 329 تاریخ : پنجشنبه 07 ارديبهشت 1396 زمان : 22:42 نویسنده : ریحانه نظرات ()

قسمت دوست من

سلام من رويا هستم و این اولین داستان منه امیدوارم با نظرات خودتون منو خوشحال کنید بن با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شد.الو یگر هستم سمیر از اون طرف خط داد زد بن تو هنوز خوابی مثلا امروز قراره از مرکز بازرس بیاد اگه تا بیست دقیقه دیگه تو پاسگاه نباشی خودم یه گلوله تو سرت خالی میکنم فهمیدی بن با تنبلی گفت سمیر تو بدترین کابوس زندگی منی بذار یکم دیگه بخوابم مرد حسابی .سمیر :باشه پس الان به خانوم کروکر زنگ میزنم و میگم دیشب چی راجبش تو کافه گفتی بن :چی من سمیر عزیز دلم من تا ده دقیقه دیگه خودمو میرسونم و تو رو به یه قهوه دعوت میکنم نظرت چیه ها .سمیر:باشه پس دیر نکن .و.تلفن رو قطع کرد.ناگهان صدای زنگ در بن رو مجبور به بلند شدن کرد .بن:کیه اول صبح نذاشتن کپه مرگمو بذارم  و در رو باز کرد ولی با دیدن دختری که اسلحه رو به سمتش نشونه گرفته بود به عقب برگشت دختر آروم آروم برگرد داخل و صدات هم در نیاد و گرنه یه گلوله تو سرت خالی میکنم فهمیدی .بن داخل رفت و دختر در رو پشت سرش بست و یه دستبند به طرف بن انداخت و گفت دستت رو به صندلی ببند و محکم بن رو به صندلی بست.بن تو کی هستی از من چی میخوای دختر گفت اروم باش اگه کاری رو که بهت میگم انجام بدی قول میدم اتفاقی برات نیافته بن خنده ای کرد و گفت وای چقدر ترسیدم ولی دختر سیلی محکمی به صورت بن زد و گفت من وقت این مسخره بازی ها رو ندارم پس هر چی میگم گوش کن از اون طرف سمیر تو خیابون داشت به سمت پاسگاه حرکت میکرد که دید یه زن وسط خیابون افتاده سریع ترمز زد و به طرف زن رفت سمیر خانوم حالتون خوبه الان به آمبولانس زنگ میزنم ولی تا خواست گوشی موبایل رو دربیاره اسلحه رو روی سرش احساس کرد و صدای کلفت مردی که گفت اسلحه ت رو بنداز سمیر آروم اسلحه ش رو انداخت و گفت تو کی هستی مرد اونو به طرف جلو انداخت و گفت خفه شو و راه بیافتد و به زن گفت تو هم زود پاشو و سوار ماشین شو لعنتی و گرنه خودت میدونی 

بازدید : 761 تاریخ : دوشنبه 13 ارديبهشت 1395 زمان : 4:13 نویسنده : magic666 نظرات ()

مسابقه ی داستان نویسی

سلام دوستان عزیز یه مسابقه ی توپ قراره بزاریم!هر دفعه که نظرات رو چک میکردم تو قسمت نظرات تایید نشده داستان های ارسالی شما رو میدیدم و خوشحال میشدم!ایندفعه قراره یه مسابقه بزاریم با موضوعات خاصی که تکراری نباشند!واقعا خیلی بده که ایده ی کسی رو بدزدیم . از رو اون داستان مشابه بسازیم!متاسفانه من چند مورد دیدم که به دوستان هم گفتم!یکی از دوستان گفت:کبرا خودش خیلیه حالا ما اگه بخوایم خیلی داستان دیگه هم بنویسیم که نمیشه و باید از ایده های مشابه استفاده کنیم!ولی من میگم این کار کاملا اشتباهه!یه نویسنده خوب و خلاق حتی اگه از روی یه داستان و یه ماجرا با بازیگرای ثابت میلیون ها ماجرا هم ساخته باشه میتونه اونو به میلیارد ها ماجرا و داستان دیگه تبدیل کنه!

موضوعات تکراری که از نویسندگان خواهشمندم ازش استفاده نکنند:

1-گذاشتن نامزد یا دوست دختر یا همسر و....برای جناب بن یگر!

2-شک کردن به جناب بن یگر درمورد خلافکار بودن در پرونده ای!

3-تا مرز مرگ رفتن جناب بن یگر!

4-گروگان گیری خانواده ی سمیر!

5-و خیلی ماجراهای تکراری دیگه!(همچنین از ماجراهای فیلم های اکشن و پلیسی دیگه هم استفاده نکنید لطفا و داستان ها رمان گونه هم نباشند!)

جایزه ی نفر اول شارژ5000تومنی!

جایزه ی نفر دوم شارژ2000 تومنی!

جایزه ی نفر سوم شارژ1000تومنی!

مهلت ارسال داستان های مسابقه ی شهریور تا سه شنبه 17 شهریور ماه!

بازدید : 1862 تاریخ : دوشنبه 02 شهريور 1394 زمان : 23:10 نویسنده : ریحانه نظرات ()

فیلم

سلام بروبچ

من و سایت Afc11.ir  یک تصمیم گرفتیم و اینکه من فیلم هایی که قرار بود اینجا آپلود کنم رو در اون سایت قرار بدم ولی هنوز همینجا داستان عکس و کلیپ قرار داده میشه فقط قسمت های کبری در اونجا آپ میشه امیدوارم سر بزنین 

با تشکر کاترینا 

 

بازدید : 831 تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 زمان : 23:2 نویسنده : کاترینا نظرات ()

خبرنامه

بازدید : 873 تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 زمان : 15:7 نویسنده : کاترینا نظرات ()

نظرسنجی ترجمه

بروبچ طبق نظرسنجی قبلی ریحانه جون از بین اون پنج داستان برای ترجمه به انگلیسی داستان بیدار باش رای بیشتری اورد و به زودی ترجمه خواهد شد با تشکر

اینم لیتک داستان برید بخونیدش 

http://rte11.rozblog.com/post/5

بازدید : 799 تاریخ : جمعه 09 مرداد 1394 زمان : 22:23 نویسنده : کاترینا نظرات ()

بروبچ

بازدید : 1216 تاریخ : پنجشنبه 08 مرداد 1394 زمان : 22:26 نویسنده : کاترینا نظرات ()

مقصر 3

بازدید : 897 تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394 زمان : 22:24 نویسنده : کاترینا نظرات ()

مقصر 2

بازدید : 911 تاریخ : دوشنبه 29 تير 1394 زمان : 12:13 نویسنده : کاترینا نظرات ()

یک آهنگ توپ

بازدید : 769 تاریخ : پنجشنبه 25 تير 1394 زمان : 1:0 نویسنده : کاترینا نظرات ()

مقصر

سلام به بروبچ کبری...اینم از داستان من برین ادامه مطلب (طبق معمول)mail

ادامه مطلب
بازدید : 991 تاریخ : چهارشنبه 24 تير 1394 زمان : 23:55 نویسنده : کاترینا نظرات ()

توطئه قسمت اخر

بازدید : 2623 تاریخ : سه شنبه 23 تير 1394 زمان : 10:46 نویسنده : حنانه نظرات ()

توطئه3

بازدید : 905 تاریخ : شنبه 20 تير 1394 زمان : 22:10 نویسنده : حنانه نظرات ()

توطئه2

بازدید : 825 تاریخ : پنجشنبه 18 تير 1394 زمان : 21:58 نویسنده : حنانه نظرات ()

توطئه

بازدید : 1453 تاریخ : چهارشنبه 17 تير 1394 زمان : 20:43 نویسنده : حنانه نظرات ()

مضنون3

محدوده ی عملیات آن ها جاده ها و بزرگراه هاست.....

سرعتشان سرسام آور....

دشمنانشان سارقین قاطلین و باج گیرانند که راه را بر بیگناهان میبندند.....

مردان کبرا11 شبانه روز در حال فعالیتتند....

وظیفه ی آنان تامین امنیت جاده ها و بزرگراه هاست.....

اردوگان آتالای....

تووووم بککککک.....(خخخخخ تام رو میگفت توم)

هششششششششششدار برای کککککبرا11....

خخخخخخخ یه زمانی هفته ای یه بار این نماهنگ قشنگ لالایی شبم بود الان شده یه خاطره،یه خاطره ی شیرین....

ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب....

 

ادامه مطلب
بازدید : 1629 تاریخ : پنجشنبه 11 تير 1394 زمان : 23:9 نویسنده : ریحانه نظرات ()

ادامه ی داستان شماره ی 1 فصل چهار:مضنون2

یکی از دوستام میگفت اگه روزی قرار باشه بن به کبرا11 برگرده دوست

دارم اینجوری باشه که با ماشین بیاد پاسگاه و در حالی که یه خانومی درو

باز میکنه بن از صندلی پشت یه بچه بیاره بیرون و اونو تو بقلش بگیره و

به سمیر زن و بچش رو معرفی کنه!خخخخخ اما همونطور که متوجه شدین

اگه روزی بن بخواد برگرده من دوست دارم شبیه این

داستانم(مضنون)برگرده!

 

 

ادامه ی داستان در ادامه ی مطلب....

ادامه مطلب
بازدید : 1853 تاریخ : سه شنبه 09 تير 1394 زمان : 11:3 نویسنده : ریحانه نظرات ()

شروع دوباره

بازدید : 4224 تاریخ : سه شنبه 26 خرداد 1394 زمان : 22:12 نویسنده : ریحانه نظرات ()

گروه وایبری

بازدید : 3752 تاریخ : جمعه 11 ارديبهشت 1394 زمان : 10:25 نویسنده : ریحانه نظرات ()

شروع دوباره 5

بازدید : 809 تاریخ : دوشنبه 18 اسفند 1393 زمان : 21:52 نویسنده : المیرا نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 324
  • کل نظرات : 3817
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 139
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 340
  • بازدید امروز : 564
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 564
  • بازدید ماه : 564
  • بازدید سال : 564
  • بازدید کلی : 1,100,797
  • کدهای اختصاصی