close
تبلیغات در اینترنت
7ایده ی افی
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوانپاسخبازدیدتوسط
Happy birthday tommy42611213alibeck
سمیر و بن سر تمرین01953king
بن دوست داشتنی01884king
عکسی زیبا از تام بک(بن)01960king
شنبه 28 دي 1392 ساعت 11:34 | بازدید : 1333 | نوشته ‌شده به دست ریحانه | ( نظرات )

 

                           کــــــــــــــــــــــــلکـــــــــــــــــــــــــــــــل

 

یه سوال:اگه قرار بود یه شخصیت جدید به پیشنهاد شما توی سریال کبرا11 بزارن دوست داشتین شما چه کسی باشید در همان نقش دختر/پسر؟؟؟

(ایده از افی دولمه جان)لطفا همه پاسخ دهند!!!!


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 4
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نيلوفر در تاریخ : 1392/11/1 - - گفته است :
من دوست داشتم كروگر باشم.بن رو توبيخ ميكردم دو سال بهش حقوق نميدادم بعدش هم اخراجش ميكردم!
پاسخ : خخخخخخخخخخخخخ!خیلی باحالیا!

سمانه در تاریخ : 1392/11/1 - - گفته است :
من دوست داشتم همین دختری ک هستم باشم و همکار بن و سمیر باشم!!!
نه مثل اون سوزانه ها!!!
یه جور قشنگ تر و پر جنب و جوش تر!!!

انیس در تاریخ : 1392/10/29 - - گفته است :
منم مثل نفس دوست دارم خواهر بن باشم و گروگان گرفته بشم یا مثلا تیر بخورم بن هم بالا سرم گریه کنه
پاسخ : خخخخخخخخخخخخخخخ!!!

elahe در تاریخ : 1392/10/29 - - گفته است :
منم دوس داشتم دختر باشمو همکار بن و سمیر با هم ماموریتامونو میرفتیم باسمیر کلی به خنگ بازیای بن میخندیدیم
اگه میشد چی میشد
پاسخ : خخخخخ!!!چه باحال!!!

little monster98 در تاریخ : 1392/10/28 - - گفته است :
منم دوست داشتم سمير بودم و به كار هاي بن هرهر بخندم
مخصوصا وقتي كه داره مخ زني ميكنه!
مخصوصا وقتي كه خانومي رو ميبينه سعي ميكنه سرش رو مثل اقاها پايين بندازه و سرش تو لاك خودش باشه ولي زياد موفق نيس
پاسخ : چه آرزوهایی!!!

nafas در تاریخ : 1392/10/28 - - گفته است :
خخخخخخخخخخخخخخ..منم با عسل موافقم ریحانه جون....از لحظه ای که به دنیا اومدم دوس داشتم کروگر باشمو به بنوسمیر دستور بدم....نیدونی چه حالی داره بن بهت بگه چشم رییس
همینطور دوس داشتم مثلا وسط سریال نقش خواهر بنو به من بدن...بعد منو گروگان بگیرن تامی بیاد نجاتم بده
خودم میدونم حالم بده...بابا دکترام قطع امید کردن ازم...
پاسخ : خخخخخخخخخخخ!!!!عجبا!!!

Asal Hosseini در تاریخ : 1392/10/28 - - گفته است :
سلام ریحانه جون.خوبی؟!خوب من دوس داشتم مثله الآنم دخترباشم.خودشم دوس دارم جای کروگر رو بدن به من تاحساب بن وسمیر رو بذارم کفه دستشون!!!!!!!
هه هه هه!
پاسخ : هه هه هه!!خخخخخ

EFI در تاریخ : 1392/10/28 - - گفته است :
من دوست داشتم وزیر دفاع باشم البته دختر به تام اجازه میدادم ظرف سه سوت ارلو جمع کنه
پاسخ : خخخخخ!!!!چه باحال!!!

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب