close
تبلیغات در اینترنت
7 خائن 2
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 18920 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2365 king
بن دوست داشتنی 0 2314 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2413 king
سه شنبه 18 شهريور 1393 ساعت 13:32 | بازدید : 1621 | نوشته ‌شده به دست المیرا | ( نظرات )

وبازم تاخیر شرمنده همگی ولی زیاد گذاشتم

سمیر: خانوم شرانکمن ینی چی به پاسگاه کی حمله شده ؟ما !کی رو دزدین ؟همکار ما رو ورییسمونو !! حالا دارید پرونده رو از مامیگیرید خیلی جاله هه

بن:اوووووممممممم این غلطه باید این پرونده دست ماباشه این پرونده مطلق به اینجاس

شرانکمن : اقای یگر اگه شما نگران این پرونده بودید اون قدر ناشی گرانه رانندگی نمیکردی وباعث فرارشون نمیشدی بعدشم اگه این خرابکاریو نمیکردید بازم پرونده از شما گرفته میشد

سمیر : ودلیلش؟

ش:به دلیل وجود خبر چین در واحدتون و بعد از گفتن این حرف از اونجا رف

ب : لعنتی

س: من این خائنو باید پیداش کنم تا با این دستای خودم گردنشو بشکونم

ب: حالا خون خودتو کثیف نکن

سمیر: سوزانه میخوام حساب بانکی همه رو چک کنی یه پرینت ازشو برام بفرستی

ب: اوفففف سمیر این چه کاریه ینی یارو انقد منگوله همچین کاری کنه من که میگم این بیهودس

س: حالا معلوم میشه

سوزانه : باشه اما یه چیزی کسی ک فرار کردن یا بهتر بگم فراریشون دادن اونا ادمای مهمی نبودن چندتا مواد فروش خرده پا بودن وقرار بود فردا به زندان منتقلشون کنن اونچوری تو بازجویی فهمیدن بچه ها چیزمهمی نداشتن وباگروه خاصی نبودن ک بخوان بدوزدنشون درحالی کسایی ک حمله کردن از نظر تجهیزات فول بودن پس یه جای کار میلنگه

ب:اره ولی همه اینا یه حدسه

سوزانه:بله البته یه نشونه دیگه وجود داره اونا قبل از اینکه دوربینای امنیتی مونو داغون کنن از وردشون یه فیلم داریم ک تو اون فیلم یه خالکوبی رو قسمت گردن یکی از اونا معلومه نگاه کنید

ب : خالکوبیه خوشگلیه ولی چه کمکی میکنه

سوز:اینجا رو نگاه کن این خیلی ریزه ولی خوب ...این یه جور امضاء تحقیق کردم دیدم کار یکی از تاتو کننده های معروفه خوشبختانه ادرسشو گیر اوردم

س: چی ای ول سوزی حالا ادرسو همراه باعکس برام بفرست

سو: خخخ باشه

محل فرانک یاهمون خالکوبی کاره

ب : سلام فرانکی من دیروز یه خالکوبی دید میخوام از اونا برام کارکنی بیا اینم عکسش

فرا یه نگاهبه عکس میکنه میگه: این ک خالکوبه جورج تو از دوستاشی

س : اره ویهو بن دست جورجو از پشت میگیر ه ومیپیچونه  س:: پس بهتره بگی کجاس تا رفیقم دستاتو نشکونده

فرا: اخ آخ شما کی هستی آیی داری گردنمو میشکنی بشکونه چون من هیچی بهت نمیگم

سم : باشه اما من راه بهتری سراغ دارم

دقایقیدبعد درحالی فرانک در وان پر  یخ فرو رفته  اونم توی هوای به اون سردی ک خونو تو رگ منجمد میکنه

فر درحال نفس زدن : عوضیا ..دارم یخ میریزم

بن چه باحال ادم یخی هههه ایس من ههههه

س : وای اینم از اب یخ واونو میریزه رو فرانک

فرا: باشه میگم میگم فقط میدونم شبا پاتوقش کافی استاره همین اونجا باهاش اشنا شدم

س: اسمش چیه ؟

فرا:جورج اشماین

سم: باشه ولی وای به حالت اگه بهش خبر بدی وگرنه این دفعه میسوزونمت 

 

درادامه

سمیر من برات توضیح میدم

بن من توضیح نمیخوام تو رفیقم بود مث یه برادر ولی نمیتونم نمیتونم به دستای کسی ک بارها نجاتم داده دس بند بزنم بیا این بیلیط اینم پاسورد جعلی هنوز حساباتو نبستن برو یه جا دیگه  فقط برو به کسی نمیگم.................


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 13
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نظری در تاریخ : 1393/6/24 - - گفته است :
خیلی وبلاگ عالی و خوبی داری لذت بردم واقعا
من هم البته یه وب دارم که متاسفانه کسی به من سر نمی زنه و تنهام www.b2love.rzb.ir
دوست داری بیا نیامدی هم اشکال نداره بازم ممنون
موفق باشی

هدیه در تاریخ : 1393/6/19 - - گفته است :
سلام عزیزم دستت درد نکنه خیلی قشنگه شکلکشکلکشکلکفقط لطفا ادامه اش رو زود بزار مرسیییییییشکلکشکلکشکلک
پاسخ : خواهش میکنم عزیزم چشم حتما

سمانه در تاریخ : 1393/6/19 - - گفته است :
سپاس فراوان!!!
پاسخ : خواهش میکنم فراوانتر

زهره صابری در تاریخ : 1393/6/18 - - گفته است :
سلام گلم ممون بابت داستان زیبات ادامش رو کی میزاری
پاسخ : عزیزم به زودی می زارم
پاسخ : عزیزم به زودی می زارم

arezoo در تاریخ : 1393/6/18 - - گفته است :
مرسی خوب بود فقط خواهشن ادامه ی داستانو زودتر بذارین
پاسخ : چشم
پاسخ : این دفعه قول میدم زود بزارم

حنانه در تاریخ : 1393/6/18 - - گفته است :
بن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ : شایددددددد

حنانه در تاریخ : 1393/6/18 - - گفته است :
اقا من بی صبرانه منتظرم بفهمم این خائن ماکیه!تو رو خدا بقیشو زود بذار
پاسخ : مگه مشخص نیست کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب