close
تبلیغات در اینترنت
7 خائن 3
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 18920 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2365 king
بن دوست داشتنی 0 2314 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2413 king
شنبه 22 شهريور 1393 ساعت 20:24 | بازدید : 1199 | نوشته ‌شده به دست المیرا | ( نظرات )

از بچه بابت تاخیر در ادامه داستان عذر میخوام مدرسم شروعیده مشغول اونم حالا بریم سراغ ادامه داستان ادامه مطلب راستی من در قسمت اول  یه اشتباهی کردم  اون در ادامش مورد داره

بن: الو سوزانه میخوام در مورد جورج اشماین تحقیق کنی

سو:جورج تحصیل کرده در دانشگاه حقوق وکالت گرفته و تا همین 2 سال پیش یکی از بهترین وکیل بود ولی در یکی از پرونده پروانه وکالتش باطل میشه این اسم برا یشما اشنا نیست

بن: فکر نکنم  چطور؟

سو : اخه مامورای این پرونده خودتون بودید راستی امروز هرچی پرونده تو بایگانی داشتیمو بردن

بن: لعنتی

وبعد تلفنو قطع کرد

بن :این خیابونو بپیچ اهاهمین طرفاس

وبعد از گذروندن چند کوچه سمیر: بن پیاده شو بن: هان ؟ سمیر: وای بن باز دیشب رفته بود کلوپ اه هنوز اثراتش نرفتی بن: اصن یادم نمیاد چیزی ! سمیر: میگم ک باز زیاده روی کردی  حالا اونو ولش کن بیا چقد لفتش میدی

وقتی بن سمیر وارد خونه میشن

در باز بود وقتی بن سمیر میرسن همون موقع 4 نفر که کاملا لباسای مشکی پوشیدن بالباسا ی

وصورتشونو پوشیده بودن از پنجره فرار میکنن سمیر بن میرن سراغشون ولی چون تعداد شون زیاد میشه تصمیم میگیرن یکیشونو بگیرن

سمیربا اشارهه به بن میفهمونه ک از پشت ساختمون بره خودشم از جلو میره تقریبا به اون نزدیک شده ک با اصابت چیزی به سرش بیهوش میشه بعد از چند دقیقه بهوش میاد بن : چی شد اون ک فرار کرده تو هم ک بیهوش شدی سمیر : اه اره همه شون ک اون وری رفتن کی بود زد تو سرم اصن تو چرا انقد لفت دادی کی بهشون گف ما داریم میام اینجا

بن :جوری حرف میزنی انگار به من مشکوکیا

سمیر :نه وللش خل شدم

میرن تو خونه وخوشبختانه هنوز همه چی از بین نرفته  یه دستگاه فکس سالم ویه لب تاپ درب داغون  مستقیم بردن به ازمایشگاه اما تو طول مسیر چشم از بن برنداشت

هارتموت : از لپ تاپ که هیچی نفهمیدیم ولی از فکس اخرین  چیزی ک فکس شد یه موقعیت جغرافیا همراه بایه تاریخ بود که مربوط میشد به همون شب .......

بن: من میرم دستشویی

هارت: این بن یه جوری شده ها سمیر : نمیدونم گیج شدم حالم داره از این پرونده حالم بهم میخوره همه چی گنگه (حرف دل منو زد  اون چیزی ک تو خیالم بود نشدkiss)

بن در دست شویی در حال صحبت باتلفن : ماموریت لو رفته

- .........

بن : اره درسته باید مکانو عوض کنید اره بعدا توضیح میدم باید قطع کنم سمیر داره میاد

 

 

 

دلیل این کارای بن چه خواهد بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ادامه دارد


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 18
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

bahar در تاریخ : 1393/6/27 - - گفته است :
خیلی باحاله مرررررررررررررررسیشکلک
پاسخ : باحالی از خودته عزیزم

هدیه در تاریخ : 1393/6/23 - - گفته است :
سلام عزیزم دستت درد نکنه خیلی خیلی خیلی عالی و قشنگه دست گلت درد نکنهشکلکشکلکشکلک
پاسخ : خواهش میکنم عزیزم خوشحالم خوشت اومد

خنانه در تاریخ : 1393/6/22 - - گفته است :
وایییییییییییییییییی المیرا!امکان نداره بن همچین ادمی باشههه،باورم نمیشه
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود گلم.چون مدرسه داری اصرار رو زود گذاشتن ندارم
پاسخ : قربونت عزیزم فعلا ک شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب