close
تبلیغات در اینترنت
7 توطئه
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 12730 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2009 king
بن دوست داشتنی 0 1929 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2020 king
چهارشنبه 17 تير 1394 ساعت 20:43 | بازدید : 1689 | نوشته ‌شده به دست حنانه | ( نظرات )

سلام بچه ها. بابت تاخیر طونیم بی نهایت عذر میخام. مشکل ورودم به وبلاگ حل شد.

دوستتون دارم

۲هفته بود که بن رفته بود مسافرت بت دوست دخترش و هیچ خبری ازشون نبود.سمیر به تنهایی تا اینجا همه کارا رو پیش برده بود و از شانس خوبش پرونده های زیاد سنگینی نداشت. ساعت۳ نصف شب اتوبان آ۵۶: از مرکز به تمامی واحد های گشت گزارش یه سرقت مسلحانه از خانه رالف مولر، سریعا برید خیابون بتوون شماره۱۸. سمیر هم که همون حوالی بود سریع خودش رو رسوند اونجا.کروگر بلافاصله رفت پهلوی سمیر: گرگان بهتره بریم یه نگاهی بیندازیم. سمیر: حالا مگه چقدر دزدیدند؟ کروگر: کل خونه خالی شده،از جمله مدارک مهمی که مولر تو بورس سرمایه گزاری کرده بود، پرونده های چند تا گروه مافیایی که مخفیانه تو المان کار میکردند، کلی اشی قیمتی و خیلی از چیزای دیگه. سمیر با کروگر وارد خونه میشن تا میخان برن سمت اتاق مولر ۲ نفر جلوشون رو میگیرن. اشنایدر: ببخشید اجازه ورود ندارین. کروگر و سمیر کارتاشون رو در میارن. اشنایدر: این پرونه ربطی به پلیس بزرگراه نداره، خودمون پیداشون میکنیم.همون لحظه شاگمن میرسه: اشنایدر بذار برن داخل شاید بتونن کمکی بکنن. نیم ساعت کل اتاق کار مولر رو میگردن. یه ایینه قدی تو اتاق بود که از اول توجه سمیر رو به خودش جلب کرده بود ولی شیشه اش شکسته بود و روی زمین ریخته بود. سمیر دستکش دستش میکنه و میره و لای شیشه ها رو میگرده که ناگهان تو نگین کاری دور ایینه متوجه چند دوربین میشه. سمیر: خانم کروگر بیاین اینجا. کروگر همراه شاگمن میرن پیش سمیر. سمیر: ببینید تو این ایینه نزدیک به ۵تا دوربین مدار بسته به کار رفته. ایینه رو میبرم پیش هارتموت شاید چیز دیگه هم توش باشه که ما خبر نداریم. بعد رو به مستخدم میکنه و میگه: فیلم این دوربین ها رو میخام. مال کل این هفته رو. سمیر و کروگر با ایینه و فیلم ها میرن ازمایشگاه فنی جنایی پیش هارتموت. سمیر: ببین هارتموت دورتادور این ایینه ۵تا دوربین مدار بسته به کار رفته میخام ببینم چیز دیگه هم تو این ایینه هست یا نه. در ضمن اینم فیلم این دوربین ها. بررسیشون کن و هر وقت به چیزی رسیدیخبر بده. سمیر و کروگر راهی پاسگاه شدند و تو راه سمیر چندبار به بن زنگ میزنه ولی گوشیش خاموش بود. تا میرسن پاسگاه سوزانه رو به کروگر میگه: مولر اومده تو دفترتون منتظره، خیلی هم عصبیه! سمیر و کروگر با هم میرن تو دفتر. مولر تا کروگر رو میبینه با فریاد میگه: اصلا ازتون توقع نداشتم خانم کروگر نکنه شما هم با کارمندتون هم دستین که فیلم دوربین ها رو بردین. لابد میخاستین سرنخ ها رو پاک کنین. کروگر اقای مولر در مورد چی حرف میزنین؟ مولر: یگر کجاس خانم کروگر؟! سمیر: شما چیکار بن دارین؟ مولر: گفتم کجاس؟ کروگر: با نامزدش رفته مسافرت. صدای اشنایدر از پشت سر شنیده شد که گفت: و شما هم باور کردین خانم کروگر؟!
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 12
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

هدیه در تاریخ : 1394/5/3 - - گفته است :
مرسی عزیزم خیلی قشنگه
پاسخ : خاهش گلم

لیلا در تاریخ : 1394/4/23 - - گفته است :
بن اگه بفهمه ما همه جا همه چیو میندازیم گردنش خونمونوحلال اعلام میکنه
پاسخ : خخخخخخخخخخخخخخخخخ
من حاضرم اعلام کنه

لیلا در تاریخ : 1394/4/23 - - گفته است :
بچه ها این بن بد بخت چه بدی در حق ما کرده که همیشه ی خدا مضنونش میکنیم
پاسخ : دفعه بعد یه مضنون جدید دارم

زهره صابری در تاریخ : 1394/4/18 - - گفته است :
سلام حنانه جان خوبی گلم ادامه داستان رو نمی زاری منتظرم عزیزم
پاسخ : اخر شب گلم

کاترینا در تاریخ : 1394/4/18 - - گفته است :
عالیییی
پاسخ : خيلي ممنونم عزيز دلم

Raha در تاریخ : 1394/4/18 - - گفته است :
👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻aliiiiiiiii
پاسخ : ممنونم عزيزم

ریحانه در تاریخ : 1394/4/18 - - گفته است :
خخخخخخ خوشمان آمد!از داستانایی که جدید بن رو متهم میکنن خوشم میاد!
پاسخ : خخخخخخخخخخ! خیلی ممنونم رییس. باعث افتخاره که خوشتون اومد

honey در تاریخ : 1394/4/17 - - گفته است :
عاقا وبلاگتون خیلی پاپ-اپ داره چرا؟؟؟؟!!!!واقعا چرا؟؟؟!!!!
داستان کنجکاوانه نوشته
نایس لایک :دی
پاسخ : خخخخخخخخ!خیلی ممنونم عزیزم
بووووووووس هانی جونم
پاسخ : ریحانه:بزودی به پاپ آپ رسیدگی میشه!

زهره صابری در تاریخ : 1394/4/17 - - گفته است :
سلام عزیزم خوبی گلم خسته نباشی نمازو روزهات قبول راستی ادامه داستان رو کی می زاری عزیزم
پاسخ : ممنونم به همچنین
ایشالا یا فردا یا پس فردا

يگانه‏ رستمی در تاریخ : 1394/4/17 - - گفته است :
يادم رف بگم بازگشت شكوهمندانه شماب اين مكان روتبريك بگم آيم هپی وری
پاسخ : خخخخخخخخخخvielen dank


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب