close
تبلیغات در اینترنت
7 جوک کبرا11
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
Happy birthday tommy 426 16790 alibeck
سمیر و بن سر تمرین 0 2275 king
بن دوست داشتنی 0 2208 king
عکسی زیبا از تام بک(بن) 0 2334 king
سه شنبه 25 تير 1392 ساعت 13:38 | بازدید : 2225 | نوشته ‌شده به دست roxanA.Hemmati | ( نظرات )

یاد جوک های کبرایی بخیر... 

اگر شما هم از اونا خاطره دارین ؛ اجازه بدین تا اینبار من واستون یک جوک بگم:

دوست عسیسم(ک یک طرفدار 2آتیشه کبرا هم هست) درحال رفتن به مسافرت ، متاسفانه تصادف خیلی خیلی ناجوری میکنن. بعد از اینکه رفتیم عیادتش نمدونستیم چطور بهش بگیم که پدرش حسابی داغون شده و احتمالا کمرش شکسته و خلاصه خیلی اوضاعشون بده!

 

(ناگفته نماند حال خودش هم تعریفی نداشت!)

وقتی وارد اتاق شدیم همه لال شده بودیم تا اینکه خودش با صدای بلندی گفت :

وای بچه ها ! نمیدونین چقد باحال بود ... عین کبرا11 چندتا معلق زدیم و بعد من درست مثل بن سرم خورد تو شیشه و شیشه خرد شد و از سرم خون اومد!!!! ... وای نمیدونین ! تازه وقتی چپ کرده بودیم من قطره قطره خون رو هم میدیدم که جلوی چشمام ، روی زمین می چکید !!!!!!!

 

 قیافه اون: خیال باطلمژهقهقهه

قیافه ما :  تعجبتعجباسترساسترس

 

انصافا شما بگین ما تو اون لحظه چی می تونستیم بهش بگیم؟؟؟!!! 



:: موضوعات مرتبط: جوک های کبرا11یی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نيلوفر در تاریخ : 1392/4/28 - - گفته است :
واااااااااااي چه حالي كرده طرف!خيلي كيف ميئده!منم ميخوام!!!!شکلک
پاسخ : ما هم همینطوررررررررررر!

زهرا1324 در تاریخ : 1392/4/26 - - گفته است :
اخ با حضور اون پطروسا چه کیفی میدهشکلک
پاسخ : اصلا اصل قضیه همونا هستن دیگه!!!!!!

Fatemeh Beck در تاریخ : 1392/4/26 - - گفته است :
خدایی اگ مام بودیم همینکارو میکردیمشکلکشکلک
عاخه تو راه مسافرتمون ک بودیم تو جاده و اینا مامانم بم میگ من اینارو میبینم میترسم میگم خو چرا؟میگ یاده کبرا میفتمشکلکشکلک
منم بش گفتم اتفاقا من وختی ماشین سنگین میبینم حال میکنم همش یاده کبرامشکلک
پاسخ : به مامی ت سلام برسون بگو ما کلا دیووونه ایم ... توروخدا جوسازی نکنن!

الهام در تاریخ : 1392/4/26 - - گفته است :
چ جالب بووووووووود کلی خندیدم ینی روحیه ب این میگن بگو ب احسان بیارش تو ماه عسل کبرام معرف تر میشه اونوخ شکلک
پاسخ : خخخخخخخخخخخخخ! باشه! دفعه بعد که احسان رو دیدم بهش میگم!

elahe در تاریخ : 1392/4/26 - - گفته است :
از طرف من دوستتو ماچ کنشکلکشکلک
ایول چه هیجانیشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : به روی چشم!!!

Fatemeh Beck در تاریخ : 1392/4/25 - - گفته است :
هه اینکه چیزی نی ی بار ما با ماشین رفتیم تو ی ماشین سنگین ک محمولش گاز بود وختی آتیش گرف من با خودم گفتم اههههه عین بنو سمیرشکلک
پاسخ : وااااااااااااااااااااای! چ باحالللللللل!

rezvan در تاریخ : 1392/4/25 - - گفته است :
ماشین ما هم یه بار چپ کرد خخخخخخخ من دستگیره ماشین رو چسبیده بود ولی خوشبختانه کسی اسیب ندیدشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : خوش بحالتون پس همه ی شما تجربه اکشن کبرایی دارین !! منکه فقط از کبرا ، صحنه های بیمارستانش نصیبم شده شکلک

زهرا1324 در تاریخ : 1392/4/25 - - گفته است :
اخ به قول المیرا اگه بشه خیلی خوب میشه فکرش رو بکن اکشن و باحال شکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : منم باهاش حسابی موافقم اما ریا نشه باحال تر از اون اینه که اتوبوس اردوی دانشجویی ما رو با اونهمه پطروس(پسرامون!) فداکار بدزدن!!!!

زهرا1324 در تاریخ : 1392/4/25 - - گفته است :
کاش من اونجا بودم عجب دوست باحالی داری روحیه اش رو برم من خوشم میاد در همه حال فکر کبرا11 و بنهشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : من به این دوست لقب دیووووونه رو میدم!!!! ولی راس میگی ... منم همینجوریم...

elmira در تاریخ : 1392/4/25 - - گفته است :
من جات بودم بهش حسودی میکردموبهش میگفتم خوشبحالت کی میشه اتبوس ارودوی مدرسمونو بدزدن ای کاششکلکشکلک
پاسخ : من این دعا رو هرشب می کنم... ای خدا!!!!


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب