close
تبلیغات در اینترنت
7خلاصه ی دیالوگات داستان شماره ی 8 - برادر کشی
اولین و برترین وبلاگ داستان نویسی کبرا11 به مدیریت ریحانه.س.م
سر آغاز
سلام به همه بروبچ کبرایی-تام بکی !!

اینجا اولین وبلاگ داستان نویسی کبرا11
و
من اولین نویسنده ی داستان های کبرا11 در جهان هستم!
و به قول بربچ رییس داستان نویسای کبرا11یی!
داستان های اینجا رو هیچ جای دیگه گیر نمیارین و مطمئن باشین ازخوندنشون
پشیمون نمیشید!!
بعضی از داستان ها دارای کلیپ
(ساخته شده به دستان هنرمند و استاد کلیپ سازی

A.H
هستن و برخی دیگه از داستان درحال حاضر در حال ترجمه به انگلیسی توسط
خودم هستن!)
در حال حاضر دو فصل اول داستان ها کاملا نوشته ی خودم و فصل سه  برگزیده ی
داستان های من و نویسنده های فعال هستن!
فصل 4 از داستان ها بزودی نوشته میشود
شما میتونید داستان های فصل های گذشته رو به راحتی ازمنو های سمت راست
پیدا کنیدو ازخواندن انها لذت ببرید!
کپی داستان ها با ذکر منبع و نام نویسنده در وبلاگ های دیگر مجاز است
با تشکر: ریحانه.س.م

آخرین ارسال های انجمن
عنوانپاسخبازدیدتوسط
Happy birthday tommy42611215alibeck
سمیر و بن سر تمرین01953king
بن دوست داشتنی01885king
عکسی زیبا از تام بک(بن)01960king
پنجشنبه 17 مرداد 1392 ساعت 13:45 | بازدید : 875 | نوشته ‌شده به دست ریحانه | ( نظرات )

امروز خلاصه ی دیالوگای داستان بعدیم رو میگم که ایده ی اصلیش از المیرا جوون بود:

کریستی:من یه پلیس دخترم!!خب تا حالا ندیدی؟؟

بن:کریستی،تو واقعا خیلی مهربون و خوبی!!

سمیر:اسلحتو بزار زمین!!

بن:تو چیکار کردی؟؟میکشمت!!

کروگر:گرکان کشته شده!مضنون ها هم در اول لیست بن یگر و جورج اشمارت ه!!

بن:من حالم خوب نیست!!سرم گیج میره!!

کروگر:تو خونه ی شما یه پیراهن خونی پیدا شده!!در ضمن در آزمایش اخیر خون شما مواد مخدر و الکل بوده!!یگر شما فعلا از کار معلقید!!

((کروگر:چیه؟؟شما فک کردین داستان قبلی شوخی کردم!!جدی جدی اخراجش میکنم!!حالا ببنید!!))



|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

tahora در تاریخ : 1392/5/19 - - گفته است :
زودتر بنویسش
من که طاقت ندارم
پاسخ : چششششم!!

tahora در تاریخ : 1392/5/19 - - گفته است :
خخخخخخخخخخ
من اول خوندم هل کردم
گفتم این کدوم داستانه که من نخوندم
بعد تازه فهمیدم که قراره نوشته بشه
پاسخ : باهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش!!

HADIS در تاریخ : 1392/5/18 - - گفته است :
سلام بچه ها.قالب وبلاگ کلا خرابه یا فقط واسه من خراب نشون میده؟؟
پاسخ : نه عزیزم قالب درسته وبم روبراست!!مرورگرتو عوض کن!!

شقایق در تاریخ : 1392/5/18 - - گفته است :
غلط کردم
پاسخ : کروگر:آفرین!!حالا شد!!

سمانه در تاریخ : 1392/5/18 - - گفته است :


پاسخ :

elham در تاریخ : 1392/5/17 - - گفته است :
چ داستانی بشه ها و ی چیز متفاوت سر سمیرم بلا میاد مشتاقانه منتظر داستانممممممم
پاسخ : آره!!خخخخ!!باشه زود مینویسمش!!

نيلوفر در تاریخ : 1392/5/17 - - گفته است :
ااااووو!!!چه ديالوگايي!دست كروگر درد نكنه!از دست بن راحت ميشم تا ديگه جريمم نكنه!
ادامه ادامه!
پاسخ : کروگر:چه عجب!یکی از ماهم دفاع کرد!!ممنون نیلو جوون!!

Fatemeh Beck در تاریخ : 1392/5/17 - - گفته است :
خلاصه دیالوگ های داستان بعد؟
مث تریلر میمونه باحاله خوشم اومد
پاسخ : are!!

شقایق در تاریخ : 1392/5/17 - - گفته است :
از الان معلومه قشنگه
ازدست این کروگر
پاسخ : کروگر:چیه؟؟اعتراض داری تو هم اخراج کنم!!

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آخرین عناوین مطالب